غریب خانه های تفرش

نویسنده: 
معمارنت- جمشید میر فخرایی
غریب خانه های تفرش

تفرش ،شهري با تاريخ چند هزار ساله،شهري كه افتخار مردمش به علم و فرهنگشان است،'.....شهر كاتبان و ميرزاها....

شهري با بناهاي تاريخي بسيار....شهري با طبيعتي زيبا.
شهري كه كم از هيچكدام از شهرهاي كويري هم قدو قامت خودش ندارد،شهري كه از ماقبل تاريخ با سنگ نگاره هايش با ما سخن ميگويد و در دالانهاي زيرزمينيش قصه ها دارد....
شهري با محله ها و ميدانهاي محله اي و مساجد و امامزاده ها وتكيه ها و آب انبارها  و ميل و منار و حمامهايي كه اگر هنوز همتي براي روشن كردن تون آن وجود داشت به كار مي آمدند و قلعه  ها و استودان ها و چهار طاقي و خانه ها و سردرها و كوچه ها و پس كوچه هاي بسيار ديدني....
.........و غريبخانه ها
در كوچه
در كوچه باغها و گذر هاي داخل شهر كه قدم مي زني بناهاي كوچكي به چشم ميخورد كه همه جا تكرار شده و گويي مال همينجاست و بس .....در هيچ شهر ديگري همنا ندارد....
انگار آيه ايست از آيه هاي قرآن ....
 "کارهای شایسته ماندگار نزد پروردگارت چه در ثواب و چه در امید و آرزو برابر است" و تبلور انسانيت ....
در کنار دیوار ملکی ایوانی به چشم میخورد که به مزرعه راهی نداشت یا در دیوارهء حیاط خانه ای و روی آب انباری یا کنار مظهر کاریزی ....جایی برای استراحت،نماز،پهن کردن سفره و خوردن چاشتی بنا شده و سالها از ساخت آنها میگذرد ....دیگر کسی از یک متر خاکش هم نمیگذرد...سالهای نه چندان دور تعداد آنها خیلی زیاد بود ولی اکنون به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد.
از وقتی هر چیز را بیشتر تبلیغ کردیم مردم هم بیشتر از آن دوری جستند.آنزمان بخشش دلی بود....سحر گاهان به هر دلیلی عابری که از آنجا میگذشت فانوسش را در تاقچه ای می گذاشت وپس از شستن دست و رو کنار قنات وضویی میگرفت و نمازی قربتآ الا الله میخواند و دعایی بر پدر و مادر بانی آنجا میکرد.نان و پنیری میخورد و استراحتی میکرد و میرفت..از این با خیر و برکت تر و حسنه تر وجود نداشت........الله اکبر...الله اکبر....الله اکبر                                     ایوانی بر کرسی سنگی حدودآ سه در چهار یا کوچکتر و یا بزرگتر...با تیر های چوبی موازی هم در سقف كه تزیین آن پردوهایی بودند به عرض حدود ده و طول حدود پنجاه سانتیمتر به اندازه فاصله تیر ها از هم.با خط خوش بانی،سازنده گان و سال ساخت آن در سقف نوشته شده بود.دیوارهای آن پر از رف و تاقچه بود کف آن حصير یا گلیمی ساده پهن بودو طرف باز ایوان با نرده ای ساده با حد اقل تزیینات ولی زیبا و متناسب از گذر جدا میشد. اکثر ایوانها رو به قبله بودند مگر آنهایی که چاره نبود.معمولا سه ، چهار پله از کوچه بالاتر بودند.البته پله ها هفده سانتی نبود سی،سیوپنج....شاید هم چهل سانتیمتر ارتفاع داشت.با اینحال که رفتن از روی نرده ها آسان بودهمه آنها ورودی هم داشتند.پشت آن فضایی به عنوان كفش کن فقط با نرده چوبی از فضای اصلی جدا شده بود...فکر همه چیز را کرده بودند.گاهي اوقات لعنت نامه ای هم برای کسی که با کفش وارد شود در سقف نوشته شده بود البته آن هم با خط خوش...                                                                  غریبخانه های تفرش یکی از بی نظیر ترین فضاهایست که در معماری ایران وجود داره و متاسفانه هیچ توجهی بهش نشده کنار آب انبار بلور دو تا روی آب انبارکنار امام زاده محمد کنار ملک کانلو وووو...در محله ششناو تا سر کوچه یخچال میان ده چندین غريبخانه وجود داشت  از اینها الآن فقط دو تا باقی مونده .....حیف حیف و صد حیف                                                  راستی معمولآ یه درخت توت،گردویا بادام....در کنار اون میکاشتن فقط برای استفاده مردم...همین و همین                                                       

اینها همه مال زمان قاجار بود...............................