بهارستان ۱۴۰۰گلستان وشهر

تجربه‌ای دیگر در نقاشی‌های دیواری
نویسنده: 
شیدا گرجی دوز
بهارستان ۱۴۰۰گلستان وشهر

چند سال است دم‌دمه‌های عید نوروز، سازمان زیبا سازی شهر تهران فراخوانی منتشر میکند به نام بهارستان. شاید تخم مرغ‌های نوروزی را دیده باشید که در پارک‌ها و معابر پر رفت و آمد برپا می‌کنند و مردان و زنانی که دو سه روزی مشغول رنگ کردن آن‌ها میشوند.

این جشنواره بخش‌های دیگری هم دارد که کمتر ملموس است و به گستردگی تخم‌مرغ‌های رنگی نیست. یکی از بخش‌های آن دیوارنگاری است. به دنبال برگزاری این جشنوارة سالانه که سازمان زیباسازی تهران آغازگر آن شد، شهرهای دیگری مثل قزوین، کرمان و مشهد هم با عنوان‌های مشابهی دست به برگزاری جشنواره‌های نوروزی و تولید آثار هنرهای شهری برای استقبال از بهار زدند.
بهارستان امسال هم از فراخوانی شروع شد که سازمان زیباسازی منتشر کرد. تیم سیاست‌گذاری بهارستان هر سال رویکرد و هدفی در نظر میگیرد که به سیاست‌های کلی اتخاذ شده در مورد نقاشیهای دیواری شهر تهران مرتبط میشود و از طرف دیگر شهر را برای استقبال از بهار آماده می‌کند. امسال برای هماهنگی بیشتر بین آثار، در فراخوان ذکر شده بود که تمامی آثار  با محوریت گل‌ها طراحی شوند. از وقتی که دانشجو بودم، فراخوان‌های زیباسازی را به تشویق یکی از دوستانم دنبال می‌کردم. در رشته‌ی نقاشی، اگر نخواهیم کارهای غیرمرتبط با نقاشی کردن انجام دهیم، گاهی درآمد داشتن سخت می‌شود. یعنی امنیت مالی چندانی در این رشته وجود ندارد. تعداد اندکی از نقاشانی که فارغ‌التحصیل می‌شوند می‌توانند از راه نقاشی درآمد خوبی داشته باشند؛ منظورم نقاشی کردن به عنوان خلق اثر هنری است. موفقیت کم است و جایزه بزرگ. این چیزها یکی از دلایلی بود که باعث شد من از آن سال به بعد فراخوان‌های شهرداری را دنبال کنم. سالانه‌ای مثل بهارستان، یا دوسالانه‌ها و فراخوان‌هایی که بر اساس نیازهای ساماندهی دیداری/ بصری شهر منتشر می‌شوند و غیر از این‌که منبع درآمد هستند، چالش‌های جدید و متفاوتی ایجاد می‌کنند. البته پذیرفته شدن در این فراخوان‌ها به هیچ عنوان تضمینی نیست و تقریباً هرگز نمی‌توان مطمئن بود که جزء برگزیدگان فراخوان خواهید بود یا نه.
من از قضا به گل‌ها، که امسال موضوع اصلی فراخوان بهارستان بودند، علاقه بسیار دارم. گل‌ها از مخاطب‌پذیری بالایی برخوردارند و تقریباً اکثریت مردم به راحتی با آن ارتباط برقرار میکنند. نکته‌ی دیگری که غیر از موضوع واحد در فراخوان ذکر شده بود، مناطقی بود که برای اجرای آثار برگزیده شده بودند. اکثر این مناطق در بافت قدیمی جای داشتند.
این طور بود که اتود زدن برای دیوارها شروع شد. تجربه‌های قبلی من در برخورد مردم و طرح‌هایی که در بافت‌های کهن اجرا کرده بودم به من می‌گفت مردم این مناطق بیشتر به طرح‌هایی علاقه دارند که بازنمایی چیزی باشد، تا اینکه از طرح‌های کاملاً انتزاعی لذت ببرند. شاید نقاشی‌هایی پر جزئیات از مناظر، رودخانه و جنگل و چند پرنده را در شهر دیده باشید. این روزها کمتر از این طرح‌ها بر دیواره‌ی شهر دیده می‌شود. تا آنجایی که من اطلاع دارم سیاست کلی سازمان زیباسازی در بخش نقاشی دیواری تهران به سمت آرام سازی فضای شهری حرکت می‌کند. علاوه بر این، بسیاری از این نقاشی‌ها را نقاشان خودآموخته و آکادمی نرفته‌ای در سطح شهر اجرا می‌کنند و از نظر کیفیت هنری، تصویرهای چندان غنی‌ای به حساب نمی‌آیند. از طرفی بسیاری از مردم از نظر من، علاقه‌مند به این تصاویر هستند. مانند نقاشی‌هایی که در قهوه‌خانه‌ها و یا رستوران‌های بین‌راهی هنوز می‌توانیم بر دیوارها ببینیم. موضوع گل‌ها، به این سلیقه و ذوق زیبایی‌شناختی‌ نزدیک است. هر چند که هنرمند نقاش یا گرافیست در آن دخل و تصرف کند باز هم گل یادآور زیبایی، جوانی و شکوه است و به همین دلیل علاوه بر این‌که آرامش یا زیبایی بصری یا هماهنگی رنگی منطقه را تامین می‌کند، برای رهگذر و ساکنان مناطق، ملموس‌تر و خواناتر است.  با همین تفاسیر، مجموعه اتودهایی را آماده کردم که از تصاویر گل‌هایی تشکیل میشد که به مرور زمان از آن‌ها عکس‌هایی تهیه کرده بودم. این مرحله خیلی خوشایند و دوست داشتنی است. گل‌ها را بر اساس رنگ و فرم با هم ترکیب میکردم و چیدمانهای جدیدی را به وجود آوردم.
ادامه مطلب را در فایل زیر مطالعه نمایید ...