نوشته‌های پيوسته يك معمار 1-سالن کنسرت فيلارمونيك هامبورگ

نویسنده: 
بهارك كشانى

به جهت مقدمه این نوشته های ادامه دار ، لازم دانستم که انگیزه این  سریال نوشته  را ، توضیح بدهم :
به قول دایی من ( دکتر مهدی کیوان ) : مدت های مدیدی است ، که در ایران ، تاریخ تفکر نداریم !
مدت های مدیدی بود که از معماران قدیم ، معاصر و از خودم ( فقط به عنوان کسی در گوشه اسامی شاغلین معاصر، جای دارم ) گله مند بودم که چرا به دنبال معنا، در آثارمان نیستیم ؟ و چرا معنا و مفهوم در حوزه شهرسازی و معماری، به دست فراموشی سپرده شده است؟

حتی اگر برای پاره ای از معماران و  هنرمندان، باورِ لزوم معنا ، وجود دارد ، نتایج حاصله ثابت می کند که پروسه عینیت بخشی به آن و نتیجه عمل ، دنباله رو این باور نیست و روند کار حرفه ای مسیر دیگری دارد، باور ها مسیر دیگری. البته بعدها همانطور که خیلی از متفکرین اشاره داشته اند فهمیدم،  که معنا هم لزوماً به تنهایی دردی را دوا نمی کند، بلکه نظریه و جریان فکری است که راهش را پیدا می کند و دوام خواهد داشت، حتی اگر در بین راه به جریان یا نظریه ی دیگری تبدیل شود! ولی مدت های مدیدی است که هیچ استمراری در تاریخ فکر و اندیشه های معماری قابل شناسایی نیست! صرفا مدتی است که فیل ها در شهر به هوا می روند! فیل صورتی ناز! فیل بنفش جیغ! فیل مشکی شیک! فیل خاکستری رئالیسم! و مرتب به تعداد فیل های رنگی معماری نما، مانند مداد رنگی های ملون، در شهر اضافه می شود...
ادامه مطلب...