مقاله

بازخوانى سقاخانه در بستر تاريخ مدرنيسم فرهنگى

هنر: 
بازخوانى سقاخانه در بستر تاريخ مدرنيسم فرهنگى
نویسنده: 
خيزران اسماعيل زاده
سقاخانه

سقاخانه در تصویر تاریخ

گفتگوی شعر و هنر با مبانی نظری معماری

هنر: 
گفتگوی شعر و هنر با مبانی نظری معماری
نویسنده: 
بهروز مرباغى

منابع: 

[1]  این مقاله،  تکه‌ای از رساله‌ای با عنوان «مبانی نظری معماری» است که چندسالی دلمشغولش هستم.

[1]  آریان‌پور، ا.ح.؛ جامعه‌شناسی هنر، انجمن کتابِ دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا- دانشگاه تهران، نشر سوم، فروردین 1354، ص ذ

[1]  همان، ص خ

[1]  دبیری، بهرام: آدم‌ها و افسانه‌ها- گفت‌وگو با بهرام دبیری، محمدرضا شاهرخی‌نژاد، نشر چشمه، چاپ اول، 1387، ص 74

[1]  کتابِ «حس وحدت» اثر نادر اردلان و لاله بختیاری، مصداق بارز این نگرش به معماری و ریشه‌های عرفانی آن است.

[1]  دیشیدی، سیدرضا: «نباید از چارچوب بیرون زد»، مصاحبه با بهروز مرباغی، روزنامه اعتماد ملی، 8 آذر 1386، شماره 522، صفحه معماری (7)

[1]  مهدویان، ایرج: مختصری درباره هنر، انتشارات ابن‌سینا تبریز، چاپ دوم، 1352، ص 7

[1]  صارمی، علی‌اکبر: نقد مجموعه مسکونی 350 واحدی شهر کرد، فصل‌نامه تحلیلی و پژوهشی جستارهای شهرسازی، شماره 30، زمستان 1388

[1]  نقلی از ولادیمیر مایاکوفسکی، در کتابِ «الزاتریوله: مایاکوفسکی شاعر؛ انتشارات پویا، چاپ اول، 1351، ص 19»

[1]  بهمنی،‌محمدعلی: گزینه اشعار، انتشارات مروارید، چاپ ششم (قطع جیبی) 1391، ص 92 (از شعر «خون هر آن غزلی که نگفتم به پای تست!»

[1]  میرعابدینی، حسن: صدسال داستان‌نویسی ایران- مجلد اول و دوم، نشر چشمه، چاپ اول، 1377، ص 21

[1]  به نقل از شمس لنگرودی: از نیما تا بعد- جلد دوم؛ انتشارات مروارید، چاپ اول، 1370، ص 15

[1]  نقل از همان، ص 97

[1]  کسرایی، سیاوش: باور، نقل از کتابِ شمس لنگرودی: از نیما تا بعد- جلد دوم؛ انتشارات مروارید، چاپ اول، 1370، ص 115

[1]  فرخزاد، فروغ: دیوان اشعار، انتشارات مروارید، چاپ پنجم، 1376، ص

[1]  فرخزاد، فروغ: دیوان اشعار، انتشارات مروارید، چاپ پنجم، 1376، ص 302

[1]  خیام، حکیم عمر: رباعیات، کتابسرای تندیس، چاپ ششم، 1387. نقل‌های دیگر هم از همین کتاب است.

[1]  شفیعی کدکنی، محمدرضا: دریا، نقل از کتابِ شمس لنگرودی: از نیما تا بعد- جلد دوم؛ انتشارات مروارید، چاپ اول، 1370، ص 232

[1]  میرعابدینی، حسن: صدسال داستان‌نویسی ایران- مجلد اول و دوم، نشر چشمه، چاپ اول، 1377، ص 17

[1]  سادت اشکوری،‌کاظم: در کنار جاده پائیز؛ انتشارات نوید شیراز، چاپ اول، 1372، ص 19

فناورى ديجيتال و هنر تعاملى

هنر: 
فناورى ديجيتال و هنر تعاملى
نویسنده: 
نگار زجاجى

شاخه‌هایی از هنر معاصر همچون هنر چیدمان، هنر شهری، هنر اجرا و سایر هنرهای چند رسانه‌ای و دیجیتال با ادعای خارج کردن هنر از گالری‌ها و آوردن آن به میان مردم صحنۀ خود را ترتیب می‌دهند. این هنرهای مشارکتی یا تعاملی در موارد بسیاری در فضاهای عمومی و شهری و با استفاده از فناوری‌های دیجیتال انجام می‌گیرد اما ممکن است عواملی در میان باشد تا مانع ایجاد ارتباط مخاطب با این نوع هنر شود...

برای مطالعه کامل مطلب فایل pdf را دانلود نمایید.

نقد هنر خیابانی به مثابه هنرعمومى

هنر: 
نقد هنر خیابانی به مثابه هنرعمومى
نویسنده: 
پیتر بنگستن ، پژوهشگر و دکترای علوم فرهنگی

 راتر از هنر عمومی: نقد هنر خیابانی به مثابه هنر عمومی
ترجمه و تلخیص: نگار زجاجی

این مقاله به بررسی «هنر خیابانی» به عنوان نوع خاصی از «هنر عمومی» ‌می‌پردازد و با استفاده از نظریه‌ی «ماشین معیوب هنر عمومی» پاتریشیا فیلیپس، به عنوان نقطه‌ی آغاز بحث، سعی دارد مبحث هنر عمومی را به عنوان پدیدهای فراتر از شیوه‎های مُجاز ِ بیان هنری تبیین کند.

 

 

برای مطالعه کامل مطلب فایل pdf را دانلود کنید

روز هفتم با فيلم چنارستان

هنر: 
روز هفتم با فيلم چنارستان

جمعه 14 آذر ماه به دیدن فیلم چنارستان مستند محمد آفریده در سینما سپیده رفتم. فیلمی از جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران با عنوان سینما حقیقت.
مستندی 68 دقیقه‎ای که به طولانی‎ترین چنارستان جهان می‎پردازد؛
همان چنارستانی که روزگاری شصت هزار چنار داشت،
لابه‎لایشان بوته‎های گل سرخ!

پرسه های روز هفتم
جمعه 14 آذر ماه به دیدن فیلم چنارستان مستند محمد آفریده در سینما سپیده رفتم. فیلمی از جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران با عنوان سینما حقیقت.
مستندی 68 دقیقه‎ای که به طولانی‎ترین چنارستان جهان می‎پردازد؛
همان چنارستانی که روزگاری شصت هزار چنار داشت،
لابه‎لایشان بوته‎های گل سرخ!
و امروز تنها با هشت هزار چنار باقی مانده، هنوز طولانی‎ترین چنارستان!

چرا معمار نشدم؟

هنر: 
چرا معمار نشدم؟
نویسنده: 
اورهان پاموك

 

سایه‌ی هیبت ساختمانی ۹۵ ساله ایستاده بودم: ساختمان همچون بسیاری دیگر از بناهای منطقه رنگ‌نشده بود، گچ‌های گوشه‌وکنارش ریخته بود و نمای تیره وکثیفش حال و هوای برخی بیماری‌های ترسناک پوستی را داشت. نشانه‌های گذر زمان، بی‌توجهی و خستگی اولین چیزی بود که نظرم را جلب کرد. ولی وقتی متوجه کتیبه‌های ظریف و نقوش برگ‌ها و درختان و طرح‌های نامتقارن سبکِ آرت دکو در آن شدم، آن ظاهر بیمار را فراموش کردم و به جایش، زندگی شاد و راحتی که زمانی در آن جریان داشته است در ذهنم نقش بست. سوراخ‌ها و تَـرک‌های بسیاری در ناودان‌ها، کتیبه‌ها و پیشامدگی‌ها و توفال‌های سقف بنا مشاهده کردم. با بررسی طبقات ساختمان، از جمله مغازه موجود در طبقه‌ی همکف، متوجه شدم که همچون اغلب بناهای ساخته شده در صد سال پیش این یکی نیز در اصل ساختمانی چهار طبقه بوده، و دو طبقه‌ی فوقانی بیست سال پیش به آن اضافه شده است.

 

ترجمه‌ی عقیل بهرا

 

 

منابع: 

سرخ وسياه

 

منبع اصلی:
CRUCIAL WORDS: Conditions for Contemporary Architecture
Gert Wingårdh, Rasmus Wærn

برگرفته از سایت: سرخ و سیاه (http://sorkhosiah.com/)
 

معماري وشعرمعاصر ايران

هنر: 
معماري وشعرمعاصر ايران
نویسنده: 
بهروز مرباغی

به تعبیرِ بسیاری از بزرگان، معماری یعنی زندگی. معماری، امروز، بسیار فراتر از ساختمان و عملکرد و این‌جور حرف‌ها است. امروز، در دنیا صحبت از استقلال کامل معماری به عنوان یک سیستم خود‌سازنده است. با چنین فرضی، معماری نه تنها تحت قیمومیت ساختمان نیست (قیمومیتی که در ایران هنوز شاهدش هستیم)، بلکه از قلمرو هنر هم مستقل شده و خود سیستمی کامل و خودسازنده تلقی می‌شود. با این حال، با تمام تنوعِ نگرش به معماری، همه می‌پذیرند که معماری یعنی زندگی. یعنی بازی و بازیگوشی. یعنی ساختن و لذت‌بردن. یعنی قدرتِ خلق شرایطی نا متعارف برای حل مشکل یا بحرانِ پیشِ رو. این‌ها نظرات معماران بزرگ خودی و خارجی است. من این جملات را از نوشته‌ها و سایت‌های آدم‌هایی چون «آنا هرینگر»، «وینکا دبلدم» و «پیتر آیزنمن»‌ بیاد دارم و نقل می‌کنم. ضرورتی در دادنِ ارجاع نمی‌بینم چون حرف‌های نامتعارفی نیستند.

 

به تعبیرِ بسیاری از بزرگان، معماری یعنی زندگی. معماری، امروز، بسیار فراتر از ساختمان و عملکرد و این‌جور حرف‌ها است. امروز، در دنیا صحبت از استقلال کامل معماری به عنوان یک سیستم خود‌سازنده است. با چنین فرضی، معماری نه تنها تحت قیمومیت ساختمان نیست (قیمومیتی که در ایران هنوز شاهدش هستیم)، بلکه از قلمرو هنر هم مستقل شده و خود سیستمی کامل و خودسازنده تلقی می‌شود. با این حال، با تمام تنوعِ نگرش به معماری، همه می‌پذیرند که معماری یعنی زندگی. یعنی بازی و بازیگوشی. یعنی ساختن و لذت‌بردن. یعنی قدرتِ خلق شرایطی نا متعارف برای حل مشکل یا بحرانِ پیشِ رو. این‌ها نظرات معماران بزرگ خودی و خارجی است.

هنر موسيقي وپرسش هاي بي پاسخ

هنر: 
هنر موسيقي وپرسش هاي بي پاسخ
نویسنده: 
مجيد اماني

این مقاله قصد آن دارد تا با پیش کشیدن پرسش هایی در زمینه ی ماهیت و ویژگی های هنر،بنیان های فکری فعالان حوزه ی هنر و به طور مشخص موسیقی را مورد چالش قرار دهد.مباحثی نظیر هنر خوب و هنر بد،هنر فاخر و هنر تجاری و نقش اجراکننده ی اثر موسیقی در به وجود آمدن فرایند آفرینشگری هنری،موضوعاتی ست که پیش از پرداختن به آن ها باید به سؤالات اساسی تری پاسخ داد و نخست به تعاریف واژه های توضیح دهنده ی مفاهیم مورد نظر پرداخت.

 

این مقاله قصد آن دارد تا با پیش کشیدن پرسش هایی در زمینه ی ماهیت و ویژگی های هنر،بنیان های فکری فعالان حوزه ی هنر و به طور مشخص موسیقی را مورد چالش قرار دهد.مباحثی نظیر هنر خوب و هنر بد،هنر فاخر و هنر تجاری و نقش اجراکننده ی اثر موسیقی در به وجود آمدن فرایند آفرینشگری هنری،موضوعاتی ست که پیش از پرداختن به آن ها باید به سؤالات اساسی تری پاسخ داد و نخست به تعاریف واژه های توضیح دهنده ی مفاهیم مورد نظر پرداخت.

 

منابع: 

-واربرتون،نایجل.الفبای فلسفه،ترجمه ی مسعود علیا،تهران:ققنوس،چاپ چهارم،1388
-هنفلینگ،اسوالد.چیستی هنر،ترجمه ی علی رامین،تهران:هرمس،چاپ چهارم،1386
-ستراوینسکی، ایگورفودورویچ.بوتیقای موسیقی،ترجمه ی ناتالی چوبینه.تهران:چنگ،1381
-کلاک،دنیل و مارتین،ریموند.پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن است،ترجمه ی حمیده بحرینی،تهران:هرمس،چاپ دوم،1388
_آبراهام،جرالد.تاریخ فشرده ی موسیقی آکسفورد،ترجمه ی ناتالی چوبینه و پریچهر زکی زاده،تهران:ماهور،1380
_گامبریج،ارنست هانس.تاریخ هنر،ترجمه ی علی رامین،تهران:نی،1379

 

رازهای پنجره‎های ناگشوده باز

هنر: 
رازهای پنجره‎های ناگشوده باز

اختصاصی معمارنت- از پله‌ها که بالا بروی، حیاط کوچک و باصفای دربرگرفته با شاخساران پیچک سبز را می‌گذرانی؛ آبشارهای سبز فروریخته از دیوارهای بلند را که زمستان تهران خزانشان نکرده است؛ اینجا گالری الهه است، با صندلی‎های خالی قهوه‌ای که چونان در کنار هم نشسته‌اند تا دلت را برای یک فنجان داغ گپ دوستانه آب کنند.

 

با همین دل تپنده درب کشویی را باز کردیم تا از ردیف عکس‎های «ناگشوده باز» نیروان مقدم دیدن نماییم. نمایشگاهی از امتداد تصاویر پنجره‎های روستایی که بیرون ایستاده اند و به رازداری پرده پرده‌های تور و متقال و کتان لب فروبسته‌اند. پنجره‎هایی بلاتکلیف میان فاش‌گویی و پرده‌پوشی راز درون!

 

گزارش از سارا کریمی

 

اختصاصی معمارنت- از پله‌ها که بالا بروی، حیاط کوچک و باصفای دربرگرفته با شاخساران پیچک سبز را می‌گذرانی؛ آبشارهای سبز فروریخته از دیوارهای بلند را که زمستان تهران خزانشان نکرده است؛ اینجا گالری الهه است، با صندلی‎های خالی قهوه‌ای که چونان در کنار هم نشسته‌اند تا دلت را برای یک فنجان داغ گپ دوستانه آب کنند.