حامیان میراث

تركيب رنگ، چوب و شيشه در اُرُسی

تركيب رنگ، چوب و شيشه در اُرُسی

الف: نگاهی مختصر به تاریخ پیدایی و ویژگی های درها و پنجره های ارسی
اُرُسی ها از ویژه ترین عناصر معماری ایرانی هستند. ارسی در یا پنجره ی کشویی بالارویی است که به طور عمودی بالا و پایین برده می شود و عموماً درگاه آن رو به حیاط است. بدنه ی ارسی با چوب به شیوه ی منبت کاری و مشبک (گره چینی) و نقش های متنوع هندسی و گیاهی (گره چینی و اسلیمی) ساخته می شود و سپس درون شبکه های چوبی شیشه های رنگی گذاشته می شود. ارسی ها معمولا مستطیل شکل هستند و بخش فوقانی آن ها تا زیر سقف به شکل مستطیلی یا هلالی یا ضربی که با شیشه های رنگی زینت داده شده، تکمیل می شود. این گونه در و پنجره برای تنظیم و ملایم کردن نور در خانه های آفتاب گیر مناطق گرمسیری کاربرد وسیعی داشته و بسیار مناسب بوده است. اما ساخت آن در سایر مناطق نیز کم و بیش رواج داشت و در بعضی مواقع در آن آیینه کاری نیز به کار می رفت. 

میراث فرهنگی: 

 

ترکیب رنگ و چوب و شیشه در ارسی، یادگار معماری ایرانی    
(با معرفی سعیده توتونچیان احیاگر ارسی های سنتی ایرانی)

منابع: 

  . وزارت مسکن و شهرسازی با همکاری میراث فرهنگی، زندگی جدید در کالبد قدیم، گزیده ای از بناهای باارزش تاریخی، تهران، 1372.
  . سرجویی، آوا، شیشه های منقوش (ویترای، نقاشی پشت شیشه، ارسی)، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته نقاشی، دانشکاه الزهرا، 1381.
  . پیرنیا، محمد کریم، مجله باستان شناسی و هنر، شماره 2، بهار 1348.
  . پوپ، آرتور اپهام، شاهکارهای هنر ایران، اقتباس و نگارش: دکتر پرویز ناتل خانلری، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم،1380.
  . شفیع پور، آسیه، ارسی در معماری سنتی ایران، مجله هنر و معماری، شماره 68، تابستان 85.
  . امرایی،مهدی، ارسی پنجره ای رو به نور، نشر سمت،تهران، 1388.

 

مطیفی‌فرد استاد هنر گچ‌بری

مطیفی‌فرد استاد هنر گچ‌بری

اختصاصی معمارنت- در دهه‌های اخیر هنر گچ‌بری که آمیخته‌ای از ظرافت، انتزاع، عشق و میان ذهنیت اجتماعی فرد هنرمند است، به دلایل متعددی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا مطلب حاضر به توصیف شرح حال و گزارش آثار یکی از هنرمندان و معماران سنتی این عرصه یعنی استاد مرتضی موتیفی‌فرد می‌پردازد:

 

میراث فرهنگی: 

تنظیم کننده: رحیم خزایی

 

 

اختصاصی معمارنت- در دهه‌های اخیر هنر گچ‌بری که آمیخته‌ای از ظرافت، انتزاع، عشق و میان ذهنیت اجتماعی فرد هنرمند است، به دلایل متعددی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا مطلب حاضر به توصیف شرح حال و گزارش آثار یکی از هنرمندان و معماران سنتی این عرصه یعنی استاد مرتضی موتیفی‌فرد می‌پردازد:

 

آنکه فرهنگ نورزد، به چه ارزد

آنکه فرهنگ نورزد، به چه ارزد
نویسنده: 
لیلا پهلوان زاده

معمارنت -٢٨مردادپس از تداعي كودتا ياداور باقر ايت الله زاده شيرازي است.
زاده نجف (١٣١٥)،نوه ميرزاي شيرزاي ،فرزند دختر مرجع تقليد محمد كاظم شيرازي،برادر اقارضي شيرازي استاد حوزه علميه تهران .
اموخته مدرسه طوسي وعلوي در نجف ،مدرسه دارالفنون ،دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ودانشكده معماري دانشگاه رم .
حافظ قراني كه همزمان در ميان انها كه موج مذهب را مخرب مي دانستند وكساني كه ميراث فرهنگي را مظهر رژيم شاهنشاهي مي دانستند ،مي دانست كه ويرانه اي را تحويل نگرفته ونبايد اجازه دهد امانت ويران شود .
عمرحرفه اي او براي مديريت حفظ ميراث فرهنگي و
 تلاش در راه شناخت علمي ميراث فرهنگي طي شد.
او كه هميشه از كودتاي ٢٨مرداد تنفر داشت سرانجام در ٢٨مرداد ١٣٨٦ در حين سخنراني درگذشت .
باز نشر مطلب "انكه فرهنگ نورزد ،به چه ارزد "يادي دوباره از اوست

 

میراث فرهنگی: 

 

خشت‌های خِرد که خُرد می‌شوند

خشت‌های خِرد که خُرد می‌شوند

 

معمارنت- توسعۀ امامزاده جعفر که در محله‌ای قدیمی واقع شده، چندی است که خواب راحت از شهر یزد و دوستداران میراث فرهنگی و معماری آن ربوده و خانه‌های کهنۀ این شهر را طعمۀ بلدوزرها کرده است.

 

تخریب خانه‌های قدیمی به بهانۀ توسعۀ امامزاده جعفر، موجب از بین رفتن قدیمی‌ترین بافت خشتی در جهان شده که یکی از میراث فرهنگی بین‌المللی در حوزۀ شهرسازی است.این تخریب‌ها و تباه ساختن خانه‌های خشتی با معماری‌های ارزشمند فعالان حوزۀ میراث فرهنگی، مردم و بخشی از مسئولان شهر یزد را برآن داشت تا برای توقف این طرح شروع به فعالیت نمایند.

 

میراث فرهنگی: 

 

معمارنت- توسعۀ امامزاده جعفر که در محله‌ای قدیمی واقع شده، چندی است که خواب راحت از شهر یزد و دوستداران میراث فرهنگی و معماری آن ربوده و خانه‌های کهنۀ این شهر را طعمۀ بلدوزرها کرده است.

 

شصت و چهار ساله و معمار است

شصت و چهار ساله و معمار است
نویسنده: 
بهروز مرباغی
میراث فرهنگی: 

 

معمارنت-سال‌ها پیش، شاید بیست‌سالِ پیش، خانۀ دوستی در خیابان شریعتی بودم. خانه‌ای دوطبقه و به قواره، با پلکانی بیرون‌زده از حجم و پیچ‌و تابی رعنا. سرِ شام از صاحبخانه که استاد دانشگاه بود، نامِ معمارِ بنا را پرسیدم: «مصطفی دانشور تهرانی». من، از بخت بدِ خودم، اولین بار بود با اثری از این استادِ عزیز آشنا می‌شدم. او از سال‌ها پیش در میان اهلِ حرفه چهره‌ای آشنا و محبوب بود. من شانس نداشتم. بعدها دو سه خانه دیگر را هم دیدم که کار استاد بود. همه آجری و با امضای مشخصِ استاد.

 

معمارنت-سال‌ها پیش، شاید بیست‌سالِ پیش، خانۀ دوستی در خیابان شریعتی بودم. خانه‌ای دوطبقه و به قواره، با پلکانی بیرون‌زده از حجم و پیچ‌و تابی رعنا. سرِ شام از صاحبخانه که استاد دانشگاه بود، نامِ معمارِ بنا را پرسیدم: «مصطفی دانشور تهرانی». من، از بخت بدِ خودم، اولین بار بود با اثری از این استادِ عزیز آشنا می‌شدم. او از سال‌ها پیش در میان اهلِ حرفه چهره‌ای آشنا و محبوب بود. من شانس نداشتم. بعدها دو سه خانه دیگر را هم دیدم که کار استاد بود. همه آجری و با امضای مشخصِ استاد.

 

منابع: 

منبع عکس: کتاب معماران ایران- نشر نظر- 1386- صفحۀ 289تا 291

 

ویرانی یا حفظ میراث فرهنگی

ویرانی یا حفظ میراث فرهنگی
نویسنده: 
حمیدرضا حسینی
میراث فرهنگی: 

چندی است که خروج بناهای تاریخی از فهرست آثار ملی ایران که به منزله برداشتن موانع قانونی برای تخریب آن‌هاست، اسباب نگرانی دوستداران میراث فرهنگی شده است. نهادی که چنین دستوری را صادر کرده، دیوان عدالت اداری است که وظیفه "رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آئین نامه‌های دولتی و احقاق حقوق آنها" را برعهده دارد.

چندی است که خروج بناهای تاریخی از فهرست آثار ملی ایران که به منزله برداشتن موانع قانونی برای تخریب آن‌هاست، اسباب نگرانی دوستداران میراث فرهنگی شده است. نهادی که چنین دستوری را صادر کرده، دیوان عدالت اداری است که وظیفه "رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آئین نامه‌های دولتی و احقاق حقوق آنها" را برعهده دارد.

 

منابع: 

جدید آنلاین

پیرنیا از زبان پیرنیا

پیرنیا از زبان پیرنیا

من در اصل نائینی هستم و از بدو تولد تا بعد از دوره‌ی دبیرستان در یزد اقامت داشتم. خانه‌ی ما در محله‌ی «یوزداران» یزد در محلی به نام «جنگل» بود. اگر کوچه‌ی «یوزداران» را به طرف دروازه‌ی مهریز ادامه می‌دادیم، در نزدیکی باروی شهر چهار خانه قرار داشت که متعلق به پدرم بود.

میراث فرهنگی: 

من در اصل نائینی هستم و از بدو تولد تا بعد از دوره‌ی دبیرستان در یزد اقامت داشتم. خانه‌ی ما در محله‌ی «یوزداران» یزد در محلی به نام «جنگل» بود. اگر کوچه‌ی «یوزداران» را به طرف دروازه‌ی مهریز ادامه می‌دادیم، در نزدیکی باروی شهر چهار خانه قرار داشت که متعلق به پدرم بود. خانه به «میرزاصادق‌خان» معروف بود. در ابتدا خانه کوچک بود و طراحی «اندرونی – بیرونی» داشت، آب «صدرآباد» از داخل آن می‌گذشت که متاسفانه بعدها خشک شد و خانه را از سبزی و خرمی‌آنداخت. در وسط حیاط گودال باغچه‌ای قرار داشت. خانه بعدها گسترش یافت و پدرم زمین کنار آن را خرید و یک نارنجستان و یک بیرونی به‌ان اضافه کرد.

منابع: 

منبع: وبلاگ محمد کریم پیرنیا-عاواد  http://avadpirnia.blogfa.com

گفتگو با دکتر اسکندر مختاری

گفتگو با دکتر اسکندر مختاری
گفتگو از: 
معمار نت

معمارنت:  با تشکر از شما به خاطر اینکه وقت خود را به  ما دادید، امروز آمده ایم تا شما به عنوان یکی از افراد اصلی حوزۀ میراث فرهنگی، این حوزه را برایمان تعریف کنید. چون خود این تعریف هم ممکن است گسترده باشد... ممکن است از زاویه های مختلف دیده شود؛ ولی اگر بخواهیم به مسألۀ میراث فرهنگی نگاه جامع کنیم، این تعریف چگونه است؟ چون گفتگو در سایت انعکاس پیدا می کند، می تواند یک سلسله بحث باشد... ماهی یا دوماهی یکبار. امروز بیشتر بحث های نظری داریم. مبانی نظری میراث فرهنگی را در ایران، چه طور می بینید؟

میراث فرهنگی: 

معمارنت:  با تشکر از شما به خاطر اینکه وقت خود را به  ما دادید، امروز آمدیم که شما به عنوان یکی از افراد اصلی حوزۀ میراث فرهنگی، این حوزه را برایمان تعریف کنید. چون خود این تعریف هم ممکن است باز باشد... ممکن است از زاویه های مختلف دیده شود؛ ولی اگر بخواهیم به مسألۀ میراث فرهنگی نگاه جامع کنیم، این تعریف چگونه است؟ چون گفتگو در سایت انعکاس پیدا می کند، می تواند یک سلسله بحث باشد... ماهی یا دوماهی یکبار. امروز بیشتر بحث های نظری داریم.

انتشار